به نام خداوند بخشاینده مهربان
نیایش

رحیما ما را توان ده کوشا و مشتاقانه فاصله ها را طی کنیم و در عصر ظهور راهمان مشخص و نبردمان خدا گونه باشد ما منتظران بعشق طلوع فجر میخواهیم وادی بعد وادی را طی کنیم ,تنهایمان مگذار یا رب......

معبودا یک سر طناب اتصال در دست توست و سر دیگر در دست ماست . بالا محکم _ پایین ,لغزان !  چرا میلغزد نمیدانم, اخر میشود به خورشید نگریست و لغزید !؟ یا بصیر و سمیع نگشته ایم  یا تو رخ پنهان کرده ای ....!

     پرده بردار که بیگانه خود ان روی نبیند            تو بزرگی و در اینه کوچک ننمایی

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸۸ - علیرضا

دل

همه از او سر چشمه گرفتند و چشمه شدند ،

چشمه ها خون شدند ،

خونها گِل شدند ،

گِل ها دل شدند ،

          دل ها خون شدند.

                    خون ها گِل شدند ،

                                     گِل ها چشمه شدند ،

                                     چشمه ها خدا شدند ...

                                                            پس مبارک دلی که خون شود.

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٢ تیر ،۱۳۸۸ - علیرضا

یه دعای زیبا

از خدا خواستم عادتهای زشت را ترکم بدهد.

خدا فرمود : خودت باید آنها را رها کنی .

از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد .

فرمود : لازم نیست، روحش سالم است ؛ جسم هم که موقت است .

از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند .

فرمود : صبر ، حاصل سختی و رنج است .

عطا کردنی نیست ، آموختنی است.

گفتم : مرا خوشبخت کن .

فرمود : نعمت از من خوشبخت شدن از تو.

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند.

فرمود: رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیکتر می کند .

از او خواستم روحم را رشد دهد .

فرمود: نه تو خودت باید رشد کنی .

من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی .

از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم .

فرمود : برای این کار من به تو زندگی داده ام .

از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد، من هم دیگران را دوست بدارم

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸۸ - علیرضا